lundi 30 septembre 2013

ظریف : من با ایشان در این باره صحبت کرده‌ام و ایشان کشتار بی‌گناهان را محکوم می‌کند!




پس اینها گناه داشتن که رهبرِ جنابِ ظریف آنها را محکوم نکرده بلکه از کشتن و قاتلانشان هم حمایت کرده است


در بازداشتگاه کهریزک

در روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸

در روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۸

در روز عاشورا

در روز ۲۵ بهمن ۱۳۸۹

در روز ۱ اسفند ۱۳۸۹

در روز چهارشنبه‌سوری ۱۳۸۹

دیگر جان‌باختگان


و ده‌ها و صد‌ها نفر دیگر که به دستِ مزدورانِ خامنه‌ای کشته شده اند


منبعِ اسامی ویکیپیدیا




samedi 28 septembre 2013

شباهت‌های استقبالِ مردمی از دکتر احمدی نژاد و دکتر روحانی











آیت‌الله امامی کاشانی : جمهوری اسلامی بوی گل می‌دهد !



امامی کاشانی امام جمعه موقت تهران: نظام جمهوری اسلامی بوی گل می‌دهد و عطرش به همه جای دنیا می‌رود. حرکت‌هایی که در دنیا اتفاق می‌افتد و بیداری ملت‌ها نیز بوی گل است.

 در زیر عکس‌هایی‌ از این گلِ جمهوری اسلامی می‌بینید.











 Amorphophallus titanum


vendredi 27 septembre 2013

لایی خوردن تو آسیا.....حسرت پرسپولیسیا



یک شعارِ دوطرفه و یک تصویرِ جالب از بازیِ استقلال با اف سی‌ سئول


با عنایت خدا و همتِ مسئولین تنها مشکلِ کشور ( ازدواجِ سرپرست با فرزند خوانده ) هم به سلامتی‌ حل شد






چند سال پیش ( دقیقا سال رو یادم نمیآد)  قانونِ چند همسری در پارلمانِ کردستانِ عراق مطرح شد و موافقان و مخالفانِ زیادی داشت، طرحِ این لایحه عملا پارلمان کردستان را با چالش جدی روبرو کرده و جامعه کردستانِ عراق را درگیرِ بحث‌های جدی و عمیق در سطح عمومی‌ کرده بود، نکاتِ مثبتِ این طرح این بود که نیرو‌های مترقی و برابری خواه و سکولار را متحد کرده و از طرفی‌ هم نیرو‌های ارتجاعی و مذهبی‌ِ متعصب و طرفدارِ شریعت را هم در جناحِ مخالف گرد آورده بود.

نکته قابلِ توجه در این چالش و معضل این بود که اشخاص اصلی‌ِ مطرح کنندهٔ این طرح خوب یا چند همسر بودند یا قرارِ بر آن داشتند و برای فرار از مخالفت‌های زنان خود و همچنین فرار از انتقادِ تشکل‌های مدافع حقوق زنان و فمنیست‌ها به قانونی‌ کردنِ این کار احتیاج داشتند.

در موردِ طرحِ قانونی‌ شدنِ ازدواجِ سرپرست با فرزند خوانده  هم به نظر در همین مسیر می‌باشد و اگر رسانه‌‌ای آزاد در داخل وجود میداشت و می‌توانست در این مورد تحقیق میکرد مطمئنا به همان سرچشمه می‌رسید، یعنی اینکه اشخاص مطرح کننده این قانون با این مشکل روبرو بوده اند یا پشتِ پرده اشخاصی‌ با نفوذِ بالا منتظرِ قانونی‌ شدنِ این نوع ازدواج‌ها بوده اند تا بتوانند در مرحلهٔ اول مشکلشان را حل کنند و خواست‌های شخصی‌ خود را با این قانون به دست بیاورند. مطمئنا اشخاصی‌ وجود داشته اند در بین مطرح کنندگان یا افرادِ بانفوذِ بالا که با این قانون سدی را از سرِ راه خود برداشته اند و به امیالِ خود رسیده اند. حق هم دارند کشورِ گل و بلبل که دیگر مشکلی‌ ندارد که اینها بخواهند نگرانِ آن باشند، تنها همین مشکل ( قانونی‌ کردنِ ازدواجِ سرپرست با فرزند خوانده  ) مانده بود که این کشور به مدینهٔ فاضله تبدیل بشود و آبِ خوش از گلوی مردم پایین برود، که با عنایت خدا و همتِ مسئولینِ ذیربط حل شد و به خوبی‌ و خوشی‌ به پایانِ خوش رسید.

هرچند این قانون میتواند ادامه همان سنتِ پیامبرِ اسلام باشد که با همسر پسر خواندهٔ خود ازدواج کرد.
«(به خاطر بیاور) زمانی را که به آن کس که خداوند به او نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودی (به فرزند خوانده‌ات «زید») می‌گفتی: «همسرت را نگاه‌دار و از خدا بپرهیز!» (و پیوسته این امر را تکرار می‌کردی)؛ و در دل چیزی را پنهان می‌داشتی که خداوند آن را آشکار می‌کند؛ و از مردم می‌ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی! هنگامی که زید از آن زن جدا شد، ما او را به همسری تو درآوردیم تا مشکلی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خوانده‌هایشان -هنگامی که طلاق گیرند- نباشد؛ و فرمان خدا انجام شدنی است.(۳۷) هیچ گونه منعی بر پیامبر در آنچه خدا بر او واجب کرده نیست؛ این سنت الهی در مورد کسانی که پیش از این بوده‌اند نیز جاری بوده؛ و فرمان خدا روی حساب و برنامه دقیقی است! (۳۸).»(سوره احزاب، آیات ۳۷ و ۳۸)

فرنچ کیسِ لاریجانی و سفیرِ سوریه



در حاشیه دیدار علی‌ لاری جانی با سفیرِ سوریه ---  سفیرِ سوریه رسما حالی‌ به حالی‌ شده



منبعِ عکس فارس نیوز

jeudi 26 septembre 2013

وقاحت و بی‌ شرمی: اخبار شبکه ۳ علتِ حذفِ تیم کاراته زنان کشور را باخت مقابل مصر اعلام کرد





روز گذشته اخبارِ ورزشی شبکه ۳ خبر‌های مربوط به تیمِ کاراتهٔ ِ زنان را اینگونه اعلام کرد: تیمِ ملی‌ کاراتهٔ ِ بانوانِ کشور مقابل تیمِ کارتهٔ بانوان مصر شکست خورد و از حضور در فینال باز ماند.
وقاحت و کثیفی و بی‌ شرمی در این رژیم کلمه‌هایی‌ هستند که نتنها معنی ندارند بلکه خجالت زده هستند، تیمِ ملی‌ کاراتهٔ زنانِ کشور بخاطرِ گوشزد کردنِ حجابِ مخصوص و موردِ قبولِ این رژیم از مسابقات کنار گذاشته شد و علیرغم برتری بر تیمِ مصر به فینال نرسید و رژیم بجای عذرخواهی و یا قبولِ مسئولیت در این ماجرا‌ با بی‌ شرمی و وقاحتی که فقط نزدِ این رژیم پیدا میشود از زیرِ بارِ مسئولیت شانه خالی‌ کرد و علتِ حذف را نه‌ قوانینِ مسخره حتی بین کشور‌های اسلامی بلکه مغلوب شدن مقابل تیمِ مصر اعلام کرد.


mercredi 25 septembre 2013

فقط یک آخوند یا دست پروردهٔ آخوند می‌تونه



 تنها یک آخوند و دست پروردهٔ آخوند می‌تونه در حالی‌ که سپاه ایران را یک لقمهٔ چپ کرده و یک لیوان آب هم دنبالش انداخته بالا بگه: من این شایعات رو باور ندارم.
فقط یک آخوند یا دست پروردهٔ آخوند می‌تونه در حالی‌ که پاش رو روی  گلوی مردم فشار میده و داره آنها رو خفه میکنه دیگران رو نصیحت کنه که مردم را آزار ندهند
فقط یک آخوند و دست پروردهٔ آخوند می‌تونه وقتی‌ دستهاش غرق در خون است و خونِ هزاران نفر بر گردنش است از صلح و تعامل حرف بزند
 فقط یک آخوند و دست پروردهٔ آخوند می‌تونه وقتی‌ هزاران نفر بخاطر عملیات‌های تروریستیش جانشان را از دست داده اند و ده‌ها و صد‌ها بار افشا شده حرف از دوری از خشونت و تروریزم بزنه
 فقط یک آخوند و دست پروردهٔ آخوند می‌تونه آنقدر وقیح و بی‌ شرف باشه در حالی‌ که خودش از عاملان دیکتاتوری است ادعای دموکراسی خواهی‌ برای منطقه را بکند
 فقط یک آخوند و دست پروردهٔ آخوند می‌تونه آنقدر پست و بی‌ وجود باشه که علیرغم آشکار بودنِ همدستی با بشار اسد در قتل و عام هزاران انسانِ بی‌ گناه ( قبل از اینکه نیرو‌های مسلح در سوریه به وجود بیان) بیاد و بگه ما خواهان آرامش و صلح و احترامِ متقابل در منطقه هستیم
 تنها یک آخوند و دست پرورده آخوند می‌تونه آنقدر موذی و پفیوز باشه که تحریم‌ها رو ایران هراسی و اسلام هراسی معرفی کنه ولی‌ در برنامه‌ تلویزیونیِ داخلی‌ بگه ما غرب را فریب دادیم و هیچ وقت غنی سازی اورانیوم را تعلیق نکرده بودیم.

فقط یک آخوند و دست پروردهٔ آخوند می‌تونه در عینِ حال همه اینها رو در خود داشته باشه و بسیار آرام و رلکس و لبخند به لب دورِ دنیا رو بگرده و به ریش مردم بخنده.
 و در پایان تنها دکاندارانِ بازار شیادی و نون به نرخِ روز خور‌ها هستند که از این آخوند و دست پروردهٔ آخوند طرفداری می‌کنن و انسان‌های ساده لوح را دنبالش به قر و آواز وامیدارن.

یک لحظه خود را جای این مادر بگذارید و بعد سخنان رئیس جمهورِ ایران در سازمانِ ملل را گوش کنید





آن لحظه را مجسم کنید که رئیسِ دولت بالای منبر (ببخشید از تریبون سازمانِ ملل) شروع می‌کند به حرف زدن و لبخند‌های گستاخانه و پر از رذالت و موذیانه، بعد به سراغِ مشکلات دنیا میرود، دنیا در خشونت و افراطی گری است و جنگ و کشتار بیداد می‌کند، بناگاه رئیسِ دولت فرشتهٔ صلح میشود ( البته بجای کبوتر عمامه بر سر دارد) حرف از صلح, حقوق مسلم بشری, امنیت, کرامت انسانی, آرمان‌های بشری, آرامش و مدارا میزند و از لزوم برقراری دموکراسی و احترام به مردم و حقوق و رأی و انتخاب آنها میگوید، میگوید باید مدارا کرد و تعامل به خرج داد و همچنین مردم فلسطین هم باید در کشور خود باشند و کسی‌ حقِ اشغال و زورگوی بر آنان نداشته باشد و خلاصه دنیا گل و بلبل باشد و باز لبخندِ ملیح و رذیلانه و فریبکارانه. چه حسی به شما دست میدهد وقتی‌ چنین حرف‌هایی‌ را می‌شنوید اما در داخل کشور جگر گوشهٔ ات را گرفته اند به اتهام نوشتن و بعد شکنجه کرده اند و زیرِ شکنجه کشته اند، کسی‌ هم جوابگو نیست و هرروز یکی‌ از مسئولان حرفِ بیربط و توهین آمیز و مسخره‌ای میزند و ارجاع میدهد به ناکجا آباد؟

چه حسی به شما دست میدهد وقتی‌ مادرِ ستار بهستی باشید و بچه ات را کشته باشند و کسی‌ برای دلداری دادن و معذرت خواهی‌ به سراغت نمی‌‌آید و مجبور باشید به سازمانِ ملل و بان کی‌ مون نامه بنویسید که پروندهٔ پسرِ من را پیگیری کنید، اما رئیس دولت که آنجا دنبال قاتلِ به ظاهر دانشمندان میگردد در ۲ ماه ریاستش هیچ تلاشی در اینباره نکرده و سکوت کرده است؟

چه حسی خواهید داشت وقتی‌ تمام آن حرف‌های پوچ و فریبکارانه را می‌شنوید و تمامِ آن کلماتِ قصار و ادبی‌ را می‌شنوید و چهره کریه آن شخص را خارج از ایران می‌بینید که در کمالِ ذلالت رفته تا کمی‌ بارِ گرانِ تحریم‌ها را کم کند، اما در داخل یال و کوپالی دارند و مگر کسی‌ میتواند به اسب آنها بگوید یابو؟

چه حسی به شما دست میدهد وقتی‌ بدانید شخصی‌ قدرت دارد و تریبون دارد و دروغ میگوید و میکشد و از بین میبرد، اما نمیتوانید حرف‌های خود را بزنید و همانجا رسواترش کنید؟

چه حسی دارد همه این درد‌ها را بکشی و بعد هموطنت برای آن حرف‌ها هورا بکشد؟ همان هموطنت که در تمامِ آن درد‌ها شریکت است اما ...

آری لحنِ گفتمان در خارج و برای زورمداران عوض شد اما درد‌ها همچنان مانده است و زخم‌ها همچنان باز برای کسانی‌ که زیر آوارِ ننگین این حکومت گیر افتاده اند.



حقوق مسلم بشری» خواند و اقدامات «زورمدارانه اقتصادی و نظامی» را ضد «صلح»، «امنیت»، «کرامت انسانی» و ضد« آرمان‌های بشری


ایران در کدام منطقه است که دموکراسیِ جناب روحانی مربوط به آن نمیشه؟




روحانی در سازمانِ ملل گفت ما برای برقراری دموکراسی در منطقه تلاش می‌کنیم، منطقه ایران کجاست که دموکراسی مربوط به آن نمیشه؟ چرا بجای تلاش برای برقراری دموکراسی در منطقه در داخل آنرا برقرار نمیکنید؟
چرا هرکس که حرف از دموکراسی زد را یا کشتید یا در زندان انداختید یا از کشور فراری دادید؟
-
البته میبینیم که دموکراسی صادراتی جمهوری اسلامی در منطقه چگونه است، همراهی با بشار اسد در قتلِ عام، حمایت از حزب الله و حماس، حمایت از نیرو‌های شیعه در عراق و سایرِ نقاطِ دنیا، کمک به تروریست‌های در تمامِ اقصا نقاط دنیا و خرابکاری در کشور‌های آسیای شرقی‌

mardi 24 septembre 2013

خاطراتِ رفسنجانی: امام فرمودند اول با فحش و تهدید و پررویی کار کنید،، اگر زورتان نرسید خم بشوید و لذت ببرید.






ساعت ۸ِ شب بود رفتم خدمتِ امام، عفت کوفته درست کرده بود و سهمِ امام رو هم کنار گذاشته بود، آخه امام از کوفته‌های عفت سیر نمی‌شد و همیشه میگفت چه کوفته‌هایی‌ داره این عفت خانم، خلاصه با امام کوفته‌های عفت رو خردیم و امام یه آروغی زد به معنای سیر شدن و تائید چند باره غذا، رو به من کرد و گفت اکبر جان یه چیزی بهت میگم یادت نره توی دفترچهِ خاطراتت یاداشت کنی‌، کوفتهٔ عفت خیلی‌ خوبه، نه نه این نبود، در موردِ آمریکا بود، گفت: ما چند سال جنگ کردیم و شعار دادیم و کشتیم و اعدام کردیم و سفارت گرفتیم و فحش دادیم به آمریکا و هرکی‌ رو دوست نداشتیم به عنوانِ جاسوسِ آمریکا و اسرائیل نابود کردیم، ولی‌ یادت باشه که در همان حال از آنها اسلحه و مهمّات میخریدیم و پورسانتش رو هم که خودت می‌گرفتی، همینطور ادامه بدید و قلدری کنید و فحش بدید و تهدید کنید و سازِ مخالف بزنید و البته شعارِ زیبای مرگ بر آمریکا یادتون نره، مطمئن باشید آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند، ولی‌ اگر غلطی هم کرد و دیدید نمیتونید کاری بکنید، فقط خم بشوید، اینجاست که نرمش قهرمانانه جواب خواهد داد، تاریخ نشان داده خم شدن مشکلات رو حل خواهد کرد، حتی امیر المومنین هم خیلی‌ وقتا خم میشد، امام حسن هم خم شد، البته امام حسین خم نمی‌شد که به زور خمش کردند. خلاصه وقتی‌ دیدید نمیتونید و زورش زیاده خم بشوید و لذت ببرید مثلِ همان دورانِ حوزه و بشکه و دوستان.

بعد همراه با امام یه دست حکم بازی کردیم و اون نامرد جر زد ولی‌ چون زورش زیاد بود و احمد آقا هم اونجا بودند من فقط لذت بردم.



lundi 23 septembre 2013

علی‌ داعی: قهرمانی زنگ زده گفته یه جوری قضیه را ماست مالی کنید



دوستِ مشترکِ (مرتضی‌ کریمی‌) من و آقای قهرمانی زنگ زده و گفته یه جوری این قضیه رو ماست مالی کنید.

علی‌ دایی در برنامه‌ ۹۰ اعلام کرد روزِ قبل آقای قهرمانی توسطِ دوستِ مشترک با من تماس گرفت که من یکجوری قضیه را ماست کنم
علی‌ دایی در این برنامه از حرف‌هایش دفاع کرد و گفت که تمامِ قضیه را به فدراسیون اعلام کرده و مدارک را تحویل داده است.

samedi 21 septembre 2013

تصویرِ تاریخی‌ِ مریمِ مقدس بعد از جهادِ نکاح




تصویرِ تاریخی‌ِ مریمِ مقدس بعد از جهادِ نکاح


جکِ اعتدال





منبعِ عکس، شبکه من و تو

جالب ترین  و تلخترین و فریبنده‌ترین و مسخره‌ترین ( و بسیاری از‌ترین ها)  جک در وضعیتِ کنونی ایران اینه که بینِ ۲ جناح اصلاح طلب و اصولگرا یک جناح به وجود آورده اند و میگویند اعتدال، حالا معلوم نیست این اعتدال به معنی فرار از افراطی بودن اصول گرا هاست یا اصلاح طلب ها، اگر اصلاح طلب‌ها افراطی نیستن دیگه به وجود آمدنِ یک جناح دیگر به اسمِ اعتدال معنایی ندارد.

یعنی حداقل‌های اصلاح طلب‌های حکومتی که روز به روز از خطوط و حرف‌ها و خواست‌هاشون کوتاه آمدن و بر همین قانونِ اساسی‌ و همین نظام و همین سیستم اما عوض شدن مهره‌ها اعتقاد و اصرار دارن به افراطی بودن تعریف شده و لازم بوده خطی‌ بینِ این‌ور و انور به وجود بیاید که هر ۲ طرف را از تندروی بازدارد!! جللخالق !!

از طرفی‌ هم اصلاح طلب‌ها و حامیان آنها اصول گرا‌ها را افراطی معرفی می‌کنن و خود را میانه رو یا همان اصلاح طلب، یعنی به واقع اصلاح طلب که افراطی نمی‌شود و اصولاً معنی ندارد، اصلاح طلبی که افراطی باشد وجود ندارد بلکه میشود برانداز و مخالفِ کلیتِ نظام. حتی مخالفینِ کلیتِ نظام هم بکل افراطی نیستن، البته اگر افراطی بودن را با آن مفهومِ جا انداخته شده توسطِ این رژیم بکار ببریم.


حال اینکه بگذریم اصلاح طلب و اصول گرا مکملِ همدیگر در وجودِ این سیستمِ فاشیستی - مذهبی‌ هستند و همانطور که یکی‌ از اصلاح طلبها* اعلام کرده بود، اساسِ به وجود آمدنِ اصلاح طلبی در ایران کندنِ خندقی به دورِ نظام بود تا از ریزش نیرو به داخلِ اپوزیسیونِ حکومت جلوگیری کرده و در واقع از نیروی اعتراضی و مخالف آنان برای تقویت و تثبیتِ نظام استفاده کنند.

*امیر خرم (از اعضای رهبری نهضت آزادی) در مصاحبه با رادیو فردا جلب مینمایم: نقل از ایشان:گفتم که جمهوری اسلامی مانند يک قلعه است که جمعی در آن زندگی می کنند و جمعی هم بر اين قلعه حاکمند. گروه های قانونی مانند نهضت آزادی و ساير احزاب قانونی، مانند خندقی هستند که دور تا دور اين قلعه کنده شده است.
رسالت و وظيفه ما به عنوان يک گروه اپوزيسيون اين است که هر کسی که از رفتار حاکمان قلعه ناراضی بود و خواست از قلعه بيرون برود، طبيعتا می افتد در درون نيروهای اپوزيسيون و ما وظيفه داريم نگذاريم آنها به سمت نيروهای مقابل بروند که نيروهای برانداز هستند و آماده جذب اين نيروها هستند تا عليه قلعه فعاليت کنند.
من آن روز به آن مامور امنيتی گفتم که سعی نکنيد اين خندق را پر کنيد. چون وقتی شما اين کار را بکنيد، آنهايی که از درون اين قلعه فرار می کنند بر اساس جاده ای که شما برايشان ترسيم کرده ايد، مستقيم به سمت نيروهای برانداز می روند. 



vendredi 20 septembre 2013

دورِ جدیدِ لبخند های جمهوریِ اسلامی






این نوع از حرکت را رژیم در سال‌های قبل یعنی در دورانِ رئیس جمهوری خاتمی نیز بکار برد، بدین معنا که لبخند و نمایشِ اعتقاد به حلِ مسائل در ظاهر و رو به خارج و در داخل در بر همان پاشنه چرخیدن، یکی‌ از مسائلی‌ که در موردِ این رژیم چراغ خاموش حرکت میکرد مسالهٔ اتمی‌ و تعلیق نیروگاه‌های اتمی‌ بود که به دنیا القأ کرده بود ولی‌ همانطور که روحانی در تبلیغاتِ انتخاباتی اعلام کرد نتنها تعلیقی در کار نبوده که پروژه اتمی‌ منظم و مثلِ قبل به کار خود مشغول بود و کلاه گشادی بر سرِ غرب گذاشته بودند.

در واقع میتوان گفت هرگاه رژیم با مشکلاتِ حاد مانند تحریم و احتمالِ بالای جنگ روبرو بوده تغییراتی در ظاهر بوجود آورده تا رفع خطر کرده باشد و با فراغ بال در حین داشتن لبخند بر لب و شعار‌های دهن پر کن پشتِ پرده و دور از چشمِ دنیا آن کارِ دیگر بکند، بیاد داریم در زمانی‌ که اصلاحات بدنیا آمد ایران همچون دورانِ احمدی نژاد منفور‌ترین بود و از هر لحاظ با خطر مواجه بود، اعتراض‌های مردمی و تحریم و تعلیق روابط دیپلماتیکِ دنیا بخاطر قتلِ مخالفانِ سیاسی در خارج از کشور و رسوایی‌های سیاسی و اقتصادیِ باند رفسنجانی، همه و همه کار را بجایی رساند که رژیم دست به یک تغییرِ چهره بزند و ماسکِ جدید بر صورت بزند، و اینگونه اصلاحات با شعارِ گفتگو تمدن‌ها متولد شد، روزنامه‌های کنترل شده تأسیس شدند و فضای کشور موقتی و تا رفعِ خطر کمی باز شد، اما بعد که رژیم به اطمینانِ کامل رسید که در حالِ حاضر خطرِ جدی در کار نیست  سرکوب و ترور را از نو آغاز کرد و سرکوب دانشجویان و کشتار کوی دانشگاه، کشتار و سرکوب مردم کردستان، ترور مخالفان و چهره‌های سیاسی، کشتار کارگران خاتون آباد و اعدام‌های مخفیانه و غیرِ مخفیانه، همه اینها در یک پروسهٔ خطر و رفع خطر به وقع پیوست و خاتمی همچون روحانیِ امروز به دنیا سفر میکرد و گفتگو تمدن‌ها را تبلیغ میکرد.

امروز نیز رژیم همان رویهٔ را در پیش گرفته شده است، رژیم با کار‌های ظاهری و پر سرو صدا قصدِ القای تغییر را دارد اما در نهان همان را انجام میدهد که قبلان انجام میداد، اعدام‌ها در دوران روحانی نتنها کم نشده بلکه به طرزِ وحشتناکی افزایش یافته است، گاز و برق گران تر شده، حمله به جوانان و گشت‌های ارشاد مثل قبل و حتی بدتر شده اند و گفتار از قطعیت و بیخیالی و پررویی به سخنان دوپهلو تغییر پیدا کرده اند، به عنوانِ مثال احمدی نژاد میگفت در مورد برنامه‌ هسته ای هیچ گونه باجی نمیدهیم و مذاکرات را یکی‌ پس از دیگری بدون نتیجه سپری میکردند، اما روحانی میگوید خواستارِ تعامل و مذاکره هستیم طرزِ گفتگو تغییر می‌کند اما هدف و حقِ مسلّم هیچ گونه تغییری نخواهد یافت.

البته ماجرا‌ بعد از حرف‌های خامنه‌ای بهِ فازِ جدیدی رسید، خامنه‌ای قبل از آن هرگونه مذاکره و تعامل را به شدت رد و محکوم میکرد اما در سخنانِ اخیرِ خود حرف از نرمش و تعامل و مذاکره به میان کشید و در آستانه  نشست ِ سازمانِ ملل برخلاف قبل برای روحانی و اینکه غرب به روحانی و رژیم اعتماد کند اینگونه راه را هموار کرد، و صد البته برای اینکه چهره‌ای نرم تر نشان دهد چند زندانی سیاسی شناخته شده را هم آزاد کرد ( حال اینکه کی دوباره بازداشت و به زندان برگردانده شوند معلوم نیست) و حسابی‌ بازار گرمی‌ براه انداخت.

نتیجه‌ای که میشه گرفت این است که دوباره یک دوره لبخند و تعاملِ ظاهری در پیش خواهد بود و ظاهر آراسته و پر زرق برق نشان داده میشود، و تمامِ اینها بخاطر خطرِ جنگ و تحریم‌های کمر شکن بوده است، اما در خفا راه همان است و شغلِ شریف رژیم همان، یعنی سرکوب و قتل و کشتار و زندان و خشونت و برای غرب هم سایت‌های جدیدِ اتمی‌ که بدور از چشم آنها مشغول به کار هستند. و بعد از مدتی‌ آشکار میشود آنچه گفتند فریب و نیرنگ بود.




jeudi 19 septembre 2013

سمبه چیست؟







سمبه رابطهٔ نزدیکی‌ با نرمش‌های قهرمانانه دارد و هرچه پر زورتر باشد نرمشِ قهرمانانه بهتر و جذاب تر انجام میشود طوری که کارشناسان میگویند اگر زورِ سمبه بیش از معمول باشد شخص را وادار به رقصِ جمیله بر روی صحنه می‌کند
گاهی‌ سمبه به مجموعه کار‌ها یا قرار داد‌هایی‌ میگویند که برای انسان‌های احمق و زورگو و پررو استفاده میکنند، این سمبه در مدت زمان کوتاهی میتواند شخص را وادار کند به شیطانِ بزرگ بگوید دایی.
سمبه را معمولان با تحریم و تهدید تجویز می‌کنن و بدین صورت تا منتها علیه شخص را جلا میدهد و او را مجبور می‌کند خود را با تمامِ ساز‌های ضربی و بادی و الکترونیک هماهنگ کند و  به نرمش‌های قهرمانه روی بیاورد.




mercredi 18 septembre 2013

ناز کردن‌های استقلال قبل از بازی با بوریرام





۱ - هتل ما سوسک و پشه‌ و سوسمار و پلنگ و اژدها و فیل و تمساح دارد، ( خوب اگر راضی‌ به آن هتل نیستید با پولِ باشگاه یک هتلِ دیگر بگیرید شما که میلیارد میلیارد بازیکن می‌خرید یک چند ملیون هم بدید یک هتل خوب بگیرید که سوسک و پشه‌ و اژدها نداشته باشد)

۲ - دورو برِ هتلِ ما سرو صدا زیاد است ( گویا بخاطرِ تیمِ استقلال باید شهر در خاموشی باشد نکند خاطرِ سوپر ستاره‌های استقلال مکدّر شود و سر و صدا اذیتشان کند, چنان میگویند انگار وقتی‌ بارسلونا ورئال مادرید و سایر تیم‌های دسته اول دنیا به کشور‌ها و شهر‌های دیگه سفر می‌کنن مردم آن شهر‌ها می‌رن تو خونه‌هاشون مینشینند و درِ گوشی با هم حرف میزنند)

۲ - برای ما جاسوس فرستادن هم حضوری در محلِ تمرین و هم توسط گلایدر ( انگار آسمان باز شده و استقلال افتاده پایین و هیچ تیمی و هیچ شخصی‌ تا حالا نه بازی استقلال رو دیده و نه بازیکن هاش رو)

نتیجه گیری: امیرِ قلعه‌نویی مثل همیشه داره افکارِ عمومی و مخصوصا هواداراش رو برای باخت آماده میکنه و همینطور دنبالِ مقصر در صورت باخت است، چون در چند بازی گذشته نتوانسته انتظاراتِ هودارانش را برآورده کند سعی‌ می‌کند با خبر سازی و جو سازی‌های بچه گانه طرفدارانِ استقلال را برای احتمالات مهیا کند و دستِ آخر کی‌ بود کی‌ بود من نبودم راه بندازد و گناه را به گردنِ همه بندازد الی‌ خودش.

خلاصه ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند  برای امیر خان